این کتاب زندگی امیر که در کودکی مادرش را ازدست داده و با پدرش که از ثروتمندان افغانستان است و در کابل زندگی می‌کنند را روایت می‌کند.مستخدمشان علی به همراه پسرش حسن نیز در خانه آن‌ها زندگی می‌کنند،انسان‌هایی بی غل و غش،ساده و مهربان.
امیر و حسن دوستان خیلی خوبی برای‌ یکدیگرند، حسن،امیر را بسیار دوست دارد و در همه حال هوایش را دارد.تا اینکه دریکی از روزهای دوازده سالگی، اتفاقی برای هر دوی آن‌ها رخ میدهد،حسن در این حادثه آسیب جسمی و روحی شدیدی می‌بیند و به واسطه همین ماجراست که امیر به او خیانت میکند..
و از این به بعد عذاب وجدان یک لحظه هم امیر را رها نمی‌کند،بنابراین برای اینکه حسن را نبیند و خودش را از عذاب وجدان نجات دهد نقشه ای می‌کشد و باعث می‌شود حسن و پدرش خانه آنها را ترک کنند.
پس از آن افغانستان به اشغال روس‌ها در می‌آید و امیروپدرش به امریکا مهاجرت میکنند.
سال‌ها میگذرد اما در تمام روزهای شاد و غمگین زندگی امیر در آمریکا،عذاب وجدان و فکر حسن حتی لحظه ای رهایش نمیکند.
از آن روزها سالهای زیادی میگذرد!اکنون کابل در تصرف طالبان است..امیر طی تماسی تلفنی باخبر میشود که حسن و همسرش کشته شده‌اند و تنها فرزندشان سهراب در خطر است.اگرچه کابل در ناامن‌ترین وضعیت خود قرار دارد اما امیر تصمیم می‌گیرد برای جبران اشتباهش به کابل برگردد و سهراب را نجات دهد.
او به کابل برمی‌گردد اما…..
این کتاب روایت روزهای غمگینِ سقوط افغانستان و ظلمی است که به مردم شد.خالد حسینی در این کتاب از مشکلات کشور رنج‌دیده افغانستان حرف می‌زند، او در این کتاب خیلی کم به سیاست پرداخته و بیشتر بر روی روابط آدم‌ها،احساسات،انسانیت و فرهنگ تمرکز کرده است،این کتاب تاکنون به۴۸زبان ترجمه شده است.🌱
🎬فیلم بادبادک باز با کارگردانی مارک فورستر و با بازی همایون ارشادی اقتباسی از این کتاب است.
🏆برنده جایزه بوکه سال ۲۰۰۴.
📌امتیاز در گودریدز:۴/۲۹ از ۵.

امیدواریم این کتاب کم‌نظیر رو بخونین و لذت ببرین.🌱😊

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *